السيد موسى الشبيري الزنجاني

3845

كتاب النكاح ( فارسى )

نداشت ، اذن ولىّ در ازدواج معتبر است ، اما تعيين نمىكند كه ولىّ كيست ، ممكن است پدر وجد باشد و ممكن است حاكم باشد . خلاصه اينكه صغرى در اين روايت مشخص نشده است ، آقاى خويى در جواب اين اشكال مىفرمايد : اولًا : ظاهر روايت اين است كه « وليها » به معنى ولىّ دختر در غير باب نكاح باشد و الا اگر ولىّ در باب نكاح مراد باشد قضيه ضرورية به شرط المحمول خواهد بود . چون مضمون روايت اين مىشود كه كسى كه ولىّ در باب نكاح است ، اجازهء او در نكاح معتبر است و اين توضيح واضحات است . پس ولىّ در غير باب نكاح اراده شده و روايت مىگويد : كسى كه متولّى شئون دختر در ساير موارد است در نكاح هم اجازه‌اش معتبر است و معلوم است كه ولىّ در غير باب نكاح ، همان پدر و جد است كه متولّى شئون دخترش مىباشد . ثانياً : اضافه كلمهء ولىّ به « ها » ظهور در اين دارد كه ولىّ اختصاصى دختر اراده شده است نه حاكم كه ولايتش عمومى است و اختصاصى به دختر ندارد تا « وليّها » تعبير شود . 5 ) نظر استاد مد ظله در مورد دو توجيه آقاى خويى : جواب اول ايشان كه وليّها به معنى متولّى شئون دختر در غير باب نكاح است با فرض خود روايت مطابقت ندارد . چون روايت مىگويد زنى كه خودش مالك امر خود بوده متولّى شئون خودش است و خريدوفروش و كارهاى ديگر را خودش انجام مىدهد ، نيازى به اذن وليّش ندارد . پس معلوم مىشود « وليّها » به ولايت شرعى نظر ندارد . به نظر مىرسد همانطور كه مرحوم نراقى فرموده ، وليّها به معناى ولىّ عرفى باشد « 1 » و عرف هم پدر و جدّ را ولىّ دختر مىداند . اشكال آقاى حكيم هم با همين بيان مندفع مىشود .

--> ( 1 ) بحث مجدّد روايت در باب ولايت پدر و جد بر بكر خواهد آمد .